|
|
|
|
وقتی تن حقیرمو به مسلخ تو میبرم....
مغلوب قلب من نشو ستیزه کن با پیکرم... دوباره مینویسم.. به تو از تو مینویسم ...
+تاریخ چهارشنبه 11 آبان1390ساعت 12:27
نویسنده دلارام آزاد
به بهونه ی اون همه تلخی گله هاتم طعم عسل شد
غم معصومانه ی چشمات به تبسمی تازه بدل شد میشه با من هزارو یک سال به بهانه ی یه قصه بمونی همه مرثیه های سکوتم به بهار تو باغ غزل شد نفس کشیدن ..دل سپردن .. مثل دریا ..ماه من از تو خوندن..با تو موندن...مقصد من...راه من همین رویام...آرزوهام...سرگذشت آه من نرفته برگرد که با تو شاید خدا گذشت از گناه من
ترانه ی مونا برزویی عزیزم با صدای دلنشین استادم مجید اخشابی مرسی از محمد عزیز که منو یادش نمیره وبه وبلاگم سر میزنه حالم خیلی خوبه این روزا....فکر کنم معجزه شده...یه مدت از همه ی دنیام بیزار بودم اما الان خیلی خوبم...خدا خیلی دوسم داره این بارها بهم ثابت شده...همیشه خدا رو حس کردم کنارم... خدای مهربونم دوست دارم
+تاریخ چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 14:52
نویسنده دلارام آزاد
|
این خوبه که برگشتی وقتی حس میکردم بدون تو زندگی بی ارزش برام... تو انقد خوبی که تو ترانه هام جا نمیشی...خیلی خیلی قشنگتر از اونی که حتی به خودم اجازه نمیدم ازت بنویسمو همش به خودم میگم هر چی بخوام راجع به تو بنویسم به پای حقیقت زیبای وجودت تو زندگی من نمی رسه...حتی یه لحظه دوریت برام تلخه.. چشمات مثه شبی میمونه که توش آرامشمو پیدا میکنم..زندگیه دوباره ی من دوست دارم
+تاریخ یکشنبه 3 مهر1390ساعت 12:17
نویسنده دلارام آزاد
ازت بیزارم...
مثه حس تنهایی که همرامه
+تاریخ جمعه 1 مهر1390ساعت 14:21
نویسنده دلارام آزاد
|
برد آرام دلم...
یار دلارام کجاست...؟ آن دلارام که برد از دلم آرام کجاست...؟ هر موقع دلم واسه خودم تنگ میشه تو خلوتم زمزمه ش میکنم...یاد خاطرات قشنگ گذشتم می افتم
+تاریخ چهارشنبه 18 خرداد1390ساعت 10:34
نویسنده دلارام آزاد
|
به دادم برس ای اشک
دلم خیلی گرفته ... نگو از دوریه کی ؟ نپرس از چی گرفته...
+تاریخ چهارشنبه 31 فروردین1390ساعت 10:4
نویسنده دلارام آزاد
|
تمومه این ترانه ها بوی
عطر همیشگیتو می یاره کناره تو یه جای خالیه روحم تو هر لحظه حضور داره
همین...
+تاریخ جمعه 5 فروردین1390ساعت 21:45
نویسنده دلارام آزاد
|
...
دستای مردونتو کم دارم دستایی که تنها پناهم بود پای تو موندم تا یه حدی که عاشقی تنها اشتباهم بود گناه من خواستن تو بودو رسواییه یه قلب دیوونه پرنده ای که تو رها کردی تا آخرش بی خوونه میمونه زندونیه تقویم اون روزام تمومه قلبم بی تو آشوبه چقد به دستات احتیاج دارم تا حس کنم دنیای من خوبه دستایی که وقتی تو دستامه لمس تمومه آرزوهامه کاش بشه برگردی به این خونه برگشت تو تعبیر خوابامه ...
+تاریخ سه شنبه 24 اسفند1389ساعت 13:53
نویسنده دلارام آزاد
|
به جز حضور تو
هیچ چیز این جهان بی کرانه را جدی نگرفتم... حتی عشق را!
حسین پناهی
+تاریخ یکشنبه 22 اسفند1389ساعت 16:9
نویسنده دلارام آزاد
|
چیزی نگو وقتی که میدونم
تو قلب تو جایی واسه من نیست راهو تا آخر اشتباه رفتم وقتی واسه دوباره باختن نیست برنده اونیه که چشماشو وابسته ی چشمات نمیدونه هر چقدم بد باشه حرفاشو مقصر اشکات نمیدونه سایه شدم همقد تنهاییم بزرگتر از دنیای تاریکم من به تمومه بی کسی هامو به این شکست بی تو نزدیکم نه جای من تو عمق چشماته نه حرفی مونده واسه ی گفتن راهی نمونده که بشه برگشت راهی نمونده بجز این رفتن حتما برای تو همین پایان شروعی تازه واسه پرواز خدانگهدار کسی باشه که زندگیشو به تو میبازه
موفق باشید
+تاریخ چهارشنبه 18 اسفند1389ساعت 11:43
نویسنده دلارام آزاد
|
رخت خستگیمو از تنم بگیر
با تنت برهنگیمو بپوشون منو تا مهمونیه عشق ببر کتاب دربه دریمو بسوزون
+تاریخ سه شنبه 17 اسفند1389ساعت 10:44
نویسنده دلارام آزاد
|
از این تنهایی هرجایی که میرم
کنار تو ازش خاطره دارم کنار تو قدم میزدم اما کنارم تورو حالا کم میارم نمیدونی از این حالی که دارم نمیدونی..نمیتونی بدونی از انتظارو از دلتنگیه من از احساسی که میگفت نمیمونی حالا دستاش تو دستاته همون که میگه قدر تورو خیلی میدونه شنیدم وقتی غرق میشی تو چشماش بهت میگه میخواد باتو بمونه میگن هواشو داری مثه من که یه عمره رفتیو هواتو دارم به اون وابسته ای اندازه ای که من هر لحظه تورو یادم میارم چشمات ابری..نم بارون رو گونت همون حالتی که براش میمیرم تو بی قرار اون میشیو اینجا منم با یاد تو آروم میگیرم...
+تاریخ چهارشنبه 11 اسفند1389ساعت 12:33
نویسنده دلارام آزاد
|
|
|